آرشیو برای طنز و سرگرمي

يک گفتگوي واقعي روي فرکانس کشتيراني

گفتگويی واقعي که روی فرکانس اضطراری کشتيرانی، روی کانال ۱۰۶ سواحل (Finisterra (Galicia ميان اسپانيايی ها و آمريکایی ها در ۱۶ اکتبر ۱۹۹۷ ضبط شده است .

اسپانيايی ها (با سر و صدای متن ) : A-853 با شما صحبت می کند. لطفا ۱۵ درجه به جنوب بچرخيد تا از تصادف اجتناب کنید. شما داريد مستقيما به طرف ما می آييد .
فاصله ۲۵ گره دريايی .

آمرييکایی ها (با سر و صدای متن ) :ما به شما پيشنهاد می کنيم ۱۵ درجه به شمال بچرخيد تا با ما تصادف نکنيد .

اسپانيايی ها : منفی. تکرار می کنيم ۱۵ درجه به جنوب بچرخيد تا تصادف نکنيد .

آمرييکایی ها (يک صدای ديگر): کاپيتان يک کشتی ايالات متحده آمريکا با شما صحبت می کند. به شما اخطار می کنيم ۱۵ درجه بشمال بچرخيد تا تصادف نشود .

اسپانيایی ها: اين پيشنهاد نه عملی است و نه مقرون به صرفه. به شما پيشنهاد می کنيم ۱۵ درجه به جنوب بچرخيد تا با ما تصادف نکنيد .

آمريکایی ها (با صدای عصبانی): کاپيتان ريچارد جیمس هاوارد، فرمانده ی ناو هواپيمابر يو اس اس لينکلن با شما صحبت میکند .
۲ رزم ناو، ۵ ناو منهدم کننده، ۴ ناوشکن، ۶ زيردريايی و تعداد زيادی کشتی های پشتيبانی ما را اسکورت می کنند. به شما پيشنهاد نمی کنم، به شما دستور می دهم راهتان را ۱۵ درجه به شمال عوض کنيد. در غير اينصورت مجبور هستيم اقدامات لازمی برای تضمين امنيت اين ناو اتخاذ کنيم . لطفا بلافاصله اطاعت کنيد و از سر راه ما کنار رويد !!!

اسپانيایی ها :
خو آن مانوئل سالاس آلکانتارا با شما صحبت می کند. ما دو نفر هستيم و يک سگ، ۲ وعده غذا، ۲ قوطی آبجو و يک قناری که فعلا خوابيده ما را اسکورت می کنند . پشتيبانی ما ايستگاه راديویی زنجيره ی ديال ده لا کورونيا و کانال ۱۰۶ اضطراری دريایی است. ما به هيچ طرفی نمی رويم زيرا ما روی زمين قرار داريم و در ساختمان فانوس دريايی A-853 Finisterra روی سواحل سنگی گاليسيا هستيم و هيچ تصوری هم نداريم که اين چراغ دريايی در کدام سلسله مراتب از چراغ های دريایی اسپانيا قرار دارد .
شما مي توانيد هر اقدامی که به صلاحتان باشد را اتخاذ کنيد و هر غلطی که می خواهيد بکنيد تا امنيت کشتی کثافتتان را که بزودی روی صخره ها متلاشی می شود تضمين کنيد . بنابراين بازهم اصرار می کنيم و به شما پيشنهاد می کنيم عاقلانه ترين کار را بکنيد و راه خودتان را ۱۵ درجه ی جنوبی تغيير دهيد تا از تصادف اجتناب کنيد.

آمريکایی ها:
آها. باشه. گرفتيم.

بدون تفسیر »

جدول خاموشی های موقت شهر تهران مناطق 22 گانه (طنز)

منطقه1
روزها برق باشد شبها به علت برهم خوردن مجالس پارتی از ساعت 20 تا 3 صبح برق برود
منطقه 2-3
مانند بالا
منطقه 4
روزی نیم ساعت برق نباشد جهت اعمال قانون و یکنواخت سازی
منطقه 5
روز 2 ساعت به اضافه 5 ساعت تنبیه سال 1342 که منطقه به شرکت برق بدهکاربود( پرونده موجود است)
منطقه 6
صبح ها که نور کافیست برق نباشد برای شب هرکسی برق می خواهد برگه درخواست برق پر شود بخش اداری پیگیری نماید
منطقه 7
بیخود کردن برق می خواهند یک روز درمیان کافیست کسی اعتراض کرد آب شرب آن خانوار قطع شود تا عبرت سایرین گردد
منطقه 8
منزل مادر خانم بنده آنجاست همیشه برق باشد
منطقه 9
منزل خودمان آنجاست جهت رعایت عدالت فقط 20 دقیقه دم صبح برود
منطقه 10
منزل باجناق آنجاست، آنچنان برق برود و بیاید که تمام لوازم صوتی وی بسوزد تا رویش کم شود
منطقه 11
به کل برق نباشد ( دلیل خواستند گاز قطع شود)
منطقه 12-13
بچه محل های قدیم آنجا سکونت دارند عاشق فوتبال هستند شبهایی که فوتبال دارد برق باشد
منطقه 14-15-16
به علت ازدیاد اراذل برای از بین بردن پتوق ها شبها کلا برق لازم نیست
منطقه 18-19-20
روزی نیم ساعت به دلخواه شهردار مناطق
منطقه 21-22
بخشنامه شود که اختراع برق توسط ادیسون شایعه بوده

بدون تفسیر »

مسابقه اطلاعات عمومی

فردي در مسابقه اطلاعات عمومی شرکت کرده‌است و سعی در بردن جایزه یک میلیون دلاری آن دارد.
اینم سوال های ما :

1- جنگ صد ساله چقدر طول کشید؟
الف: 116 سال
ب: 99 سال
ج: 100سال
د: 150 سال
او نمی تواند به سوال جواب دهد.

2- کلاه‌های پاناما در چه کشوری تولید می شوند؟
الف: برزیل
ب: شیلی
ج: پاناما
د: اکوادور
حالا او با خجالت از دانشجویان تماشاگر درخواست کمک می‌کند.

3- روس‌ها در چه ماهی انقلاب اكتبر را جشن می گیرند؟
الف: ژانویه
ب: سپتامبر
ج: اکتبر
د: نوامبر
خوب! بقیه حضار باید به دادش برسند.

4- اسم شاه جرج ششم چه بود؟
الف: ادر
ب: آلبرت
ج: جرج
د: مانوئل
این بار هم شرکت کننده درمانده تقاضای فرصت می‌کند.

5- نام جزایر قناری در اقیانوس آرام از کدام حیوان گرفته شده است؟
الف: قناری
ب: کانگارو
ج: توله‌سگ
د: موش
در این جاست که شرکت کننده بخت برگشته از ادامه مسابقه انصراف می‌دهد.

جواب‌ها:
اگر خیلی خودتان را گرفته‌اید که همه جواب‌ها را می‌دانید و به این دوست بنده خدا کلی خندیده‌اید، بهتر است اول جواب‌ها را مطالعه کنید:

1: جنگ صد ساله در واقع 116 سال طول کشید.( 1337- 1453)
2: کلاه پاناما در اکوادور تولید می شود.
3: انقلاب اکتبر در ماه نوامبر جشن گرفته می شود.
4: اسم شاه جرج، آلبرت بوده که بعد از رسیدن به مقام پادشاهی به جرج تغییر نام داد.
5: توله سگ، اسم لاتین آن Insularia Canaria است که یعنی جزایر توله سگ

البته حتما همه ی شما اینارو میدونستین فقط واسه یادآوری بود

بدون تفسیر »

عدد بده!

عدد بده!
من شخصا اعتقاد دارم كه «بتركه چشم حسود!» اما بعضي از برادران و خواهران شاغل و به خصوص شاغل در رده هايي مديريتي دولت معتقدند كه «لال نشي بگو ماشاالله»!

در همين راستا اخيرا فعاليت هاي چشمگيري در سازمان تربيت بدني آغاز شده است كه به رسيدن به قله هاي افتخار در المپيك پكن مرتبط است؛ منتها به شيوه دولت مهرورز و خردورز نهم. در اين شيوه كافي ست به جاي هرگونه فعاليتي صرفا با عددها كنار آمد.

به عنوان مثال سازمان تربيت بدني اعلام كرد كه ايران امسال 49 سهميه در رقابت هاي المپيك بدست آورده است كه به طريق مرسوم اين عدد در طول سالهاي اخير بي سابقه است، و در هيچكدام از دولت هاي اصلاحات و سازندگي به چنين سهميه اي نرسيده بوديم. اما نحوه بدست آوردن اين عدد از قرار معلوم بي سابقه تر بوده است. مثلا سهميه بسكتبال ايران به جاي اينكه يكي حساب شود، به تعداد بازيكنان يعني 12 سهميه محسوب شده است! بنابراين بتركه چشم حسود، لال نشي بگو ماشالله!

كمك تهران به لبنان
يك ماشالله به علي آبادي گفتيم، جا دارد يك “اي ولله” هم به چمران بگوييم.
بر طبق اعلام رسمي معاون عمراني وزارت آموزش و پرورش ، تاكنون حكم تخليه 90 مدرسه استيجاري در تهران به علت عدم توان پرداخت اجاره بهاي آنها از سوي دولت صادر شده است و به اين ترتيب 18 هزار دانش آموز تهراني در معرض آوارگي درسي هستند.

خب حالا ممكن است بگوييد كه اين خبر چه ربطي به مهندس چمران، رئيس شوراي شهر تهران دارد؟ من هم مي گويم مثل خيلي چيزهاي ديگر ربطش به همان بي ربطي اش است!

اندكي پس از سفر رئيس شوراي شهر تهران به لبنان و رايزني با مقامات لبناني، شوراي شهر تهران، شهرداري پايتخت را موظف كرد كه سه ميليارد تومان براي بازسازي لبنان هزينه كند.

متاسفانه چون در اين مورد هيچ چيزي به ذهنم نمي رسد، خبرنگار زيرگذر فرارو را فرستاديم كه در اين باره مصاحبه اي خيالي با رئيس شوراي شهر تهران ترتيب داده است كه مي خوانيد:

ما: آقاي مهندس، لطفا درباره مصوبه اخير شوراي شهر تهران در مورد كمك به بازسازي لبنان توضيح دهيد. 

ايشان: به نام خدا. در مورد اين مصوبه ، همانطور كه همگان آگاه هستيد و ما هم بارها تاكيد كرده ايم و در حقيقت نكته چندان جديدي هم نيست اين است كه مردم ولايي و هميشه در صحنه تهران بزرگ كه الحمدلله در نماز جمعه هم شركت مي كنند. بنده خاطرم هستند يك زماني در خدمت برادر بزرگوارم شهيد…

ما:بله………. خداوند بر علو درجات برادر شهيد تان بيفزايد …….اما سوال من اين است كه آيا واقعا شوراي شهر تهران حق دارد كه از پول تهراني ها به لبنان كمك كند؟

ايشان: قطعا همين طور است . مساله اساسي جهان اسلام همين است . واقعا مساله مهمي است .

ما: مساله اساسي جهان اسلام ارتباطش با سه ميليارد تومان پول شهروندان تهراني چيست؟

ايشان: خيلي… خاطرم هست يك بار اخوي شهيدم داشتيم در لبنان مي رفتيم. ايشان يك كودكي را كنار جاده ديدند و خيلي متاثر شدند.

ما: خداوند نور به قبر ايشان ببارد.ولي مي خواستم بپرسم آيا مردم تهران به شما نمايندگي در امور لبنان و جهان اسلام را هم داده اند يا خير؟

ايشان: من از مردم شريف تهران تشكر مي كنم.

ما: آيا خبر داشتيد كه نود مدرسه استيجاري به زودي در تهران تخليه مي شود؟

ايشان : خب به ما چه ربطي دارد؟

ما: آيا شوراي شهر تهران نمي تواند در اين باره با وزارت آموزش و پرورش همكاري كند؟
ايشان: مثل اينكه شما سواد نداري آقا جان ………ما اسممان شوراي شهر است نه آموزش و پرورش . ما اگر پول بي زبان مردم تهران را خرج اين كارها كنيم فردا جواب مردم و خدا را چه بدهيم؟استغفرالله ربي و اتوب اليه .

ما: خب همان جوابي را بدهيد كه در مورد كمك به لبنان داديد.

ايشان: اولا لبنان مساله اصلي جهان اسلام است اما آموزش و پرورش تهران مساله اصلي جهان اسلام نيست.
ثانيا مقامات لبناني بنده را رسما به آنجا دعوت كردند شام و فالوده با هم خورديم اما با وزير آموزش و پرورش دوغ هم نخورديم . ثالثا بنده خاطرات بسيار زيادي از برادر بزرگوارم در لبنان دارم كه تا به حال پانصد بار از تلويزيون گفته ام اما يك دانه خاطره هم از وزارت آموزش و پرورش ندارم.
رابعا زياد حرف مي زني آقا جان…آهاي يكي بيايد اين را بيندازد بيرون.

وزارت كيهان
داستان معروف هست كه حكايت مي كند شيري هر روز به حيوانات جنگل حمله مي كرد، ده تا را مي دريد و يكي را مي خورد. بعد از مدتي حيوانات جنگل كه ديدند اين طوري تلفاتشان خيلي بالاتر از ميزان خوراك واقعي شير است، با شير قرار گذاشتند كه از جايش جم نخود اما در عوض هر روز يكي از حيوانات جنگل با پاي خودش برود خوراك جناب شير شود.

با الهام از همين داستان من توصيه مي كنم يك وزارتخانه جديد براي سرگرمي برادر حسين شريعتمداري تاسيس و سهميه “كيهاني كردن” خلايق براي ايشان كاملا تامين شود تا بلكه مدير موسسه كيهان دست از سر بقيه بردارد و با اين ميزان تلفات بالا (كه قطعا بسيار بيشتر از ميزان بقاي مدير روزنامه كيهان است!) به فعاليت ادامه ندهد. اين طوري به نفع خود برادر حسين هم هست، چون در صورت ادامه روند فعلي، بعد از چند سال ديگر آدم افشا نشده و خلع لباس نشده و زندان نرفته و بي آبرو نشده ي چنداني باقي نمي ماند كه ايشان كيهاني اش كند و آن موقع ديگر برادر حسين و كيهانش به چه دردي مي خورد؟

مثلا در همين روزهاي اخير:
• شريعتمداري با بكاربردن الفاظ بي سابقه اي چون “بستر فريب” و “نظرات غير فقهي و غير اسلامي” يك مرجع شيعه ( آيت الله صانعي) را مورد عتاب قرارداد.
• شريعتمداري آيت الله صانعي و حجت الاسلام خاتمي را به تحريف آشكار نظرات امام متهم ساخت.
• شريعتمداري از سوي موسسه تنظيم و نشر آثار امام به تحريف انديشه هاي ايشان متهم شد!
• انتشار خبري در روزنامه شريتعمداري يك نمايشگاه آثار هنري را به تعطيلي كشاند.
• شريعتمداري در پاسخ بلند بالايي براي هفته نامه شهروند امروز ، به خاطر مقاله اي كه يك نفر ديگر نوشته بود، محمد قوچاني و ساير اصلاح طلبان را مورد عتاب و تهديد قرارداد و ضمنا شعر امين پور را هم به سهراب سپهري منتسب كرد.

گذشته از اينها از آنجايي كه از ابتداي تشكيل دولت نهم، روند تعيين و ارسال عاليرتبه فرهنگي از موسسه كيهان شدت گرفته و شريعتمداري چند ساليست در حال توليد انبوه مدير فرهنگي براي دولت نهم است، با تشكيل وزارت كيهان اين انتقال ها بين الوزارتخانه اي(!) خواهد شد و دهان معترضان كه مدعي اند دبير سرويس ها و خبرنگارها و حتي خدمه روزنامه كيهان، تا به حال چند پست مديريتي با حال در وزارت فرهنگ و ارشاد عوض كرده اند؛ بسته مي شود.

پل هوايي
وزارت ارشاد اعلام كرده كه در حال تدوين قانون مطبوعات جديدي است كه تا پايان امسال ارائه مي شود. من پيشنهاد مي كنم زياد وقت روي تدوين اين قانون نگذارند و با يك اصل، سروته آن را به بهترين نحو جمع كنند. آن اصل اين است: 

———-همه برابرند اما بعضي ها برابرترند! ————–

منبع : پايگاه خبري تحليلي فرارو

بدون تفسیر »

شرایط ازدواج

شرايط ازدواج دختران براي پسران در استانهاي مختلف:
 
 
1-در شهر خرم آباد از استان لرستان:شرایط عبارتند از:
*داشتن باشگاه بدنسازی
*داشتن حداقل یک مقام نائب قهرمانی در مسابقات قویترین مردان ایران
*داشتن عکس یادگاری و امضا از فرامرز خود نگار و محراب فاطمی
*بازگرداندن کمک های مردمی مفقود شده در زلزله بم به مسئولان ذیربط!!!
*نکته:در صورتی که عضلات شکم شش طبقه باشند امتیاز ویژه محسوب خواهد شد!(5 امتیاز)
 
 
2-شهر تبریز از استان آذربایجان غربی.شرایط عبارتند از:
*تلفظ حرف ق
*ادای کلمات قلقلک و قوز بالای قوز بدون کوچکترین اشتباه!
*دانستن جواب مسئله 2X2 از لحاظ مختلف
*بلد بودن جک های متعدد درباره بچه های تهران
*داشتن مدال لیاقت و شجاعت از اداره فرهنگ و هنر تبریز جهت بستن بمب به کمر و منفجر کردن کامیون حامل جک های صادراتی تبریز به استان های همجوار.
 
3-شهر زاهدان از استان سیستان و بلوچستان.شرایط عبارتند از:
*توانایی قورت دادن سه کیلو تریاک
*توانایی عبور 20 کیلو محموله مواد مخدر از جلوی مأموران مرزبانی
*داشتن مزرعه خشخاش
*آشنایی دیرینه با عبدالقمر خان قاچاقچی پاکستانی
*دارای رفت و آمد خانوادگی با جمشید هاشم پور!
 
4-شهر رشت از استان گیلان.شرایط عبارتند از:
*داشتن رو حیه مهمان نوازی!
*داشتن روحیه مهمان نوازی!
*داشتن روحیه مهمان نوازی!
*…….
 
5-شهر قزوین از استان قزوین.شرایط عبارتند از:
*نداشتن چشم طمع به برادر همسر!
*توانایی خم شدن و استقامت در وسط شهر قزوین!
*[...] و [...]
 
6-شهر اصفهان از استان اصفهان.شرایط عبارتند از:
*خوردن موز به صورت دو بار در هفته!
*دست و دلباز بودن
*داشتن حداقل سه بار سابقه دعوت دوستان به شام یا نهار و یا یکبار برگزاری مهمانی فامیلی
*ننازیدن به سی و سه پل و سایر ابنیه تاریخی!
*راستگویی و صداقت!!!
 
7-شهر های سنندج و کرمانشاه از استان های کردستان و کرمانشاه.شرایط عبارتند از:
*توانایی پوشیدن شلوار استرج و تنگ به مدت 24 ساعت
*نداشتن سیبیل
*تعهد به خاک ایران و نداشتن ادعای استقلال طلبی!
*نداشتن سابقه دعوا و قلدری
*نبریدن سر نویسنده این مطلب!!!
 
8-شهر آبادان از استان خوزستان.شرایط عبارتند از:
*کوتاه کردن پشت مو و استفاده از عینک آفتابی فقط در صورت لزوم و زیر آفتاب!
*پوشیدن پیراهن و شلوار سفید
*نداشتن هیچ گونه ادعا نسبت به همنشینی با راکی-رامبو-جکی چان-بروسلی و بیل کلینتون
*نداشتن هیچ گونه ادعای مالکیت نسبت به برج ایفل â €”برج پیزا-مجسمه آزادی و برج میلاد!
*داشتن روحیه راستگویی و حقیقت طلبی(یعنی زیاد لاف نیاد)
 
9-شهر یزد از استان یزد.شرایط عبارتند از:
*توانایی زیستن در آب و هوای خوش.
*آشنایی با اشیائی چون چمن-سبزه-قناری و سایر موجودات زنده ساکن مناطق خوش آب وهوا
*نداشتن روحیه آب زیر کاه و رندی
*ادای حرف های خ و ق بدون تشدید
 
10-شهر تهران از استان تهران.شرایط عبارتند از:
*داشتن تنها دو دوست دختر
*آشنا نبودن با معنی و مفهوم کلمات دودره-تلکه-تیغیدن و ….
*داشتن روحیه جوانمردی
*مرد بودن!

 

 

بدون تفسیر »

من باربي نيستم، من رباب هستم - طنز ابراهيم نبوي

در پي كشف دو و نيم ميليون عروسك نفوذي باربي، بت من، اسپايدر من و هري پاتر، دري ‏نجف آبادي دادستان كل كشور طي نامه اي به رئيس جمهور هشدار داد. وي نوشت: « چهره ‏سازي شخصيت هايي چون باربي، بت من، اسپايدرمن، هري پاتر همه و همه زنگ خطري ‏است براي مسوولان كشور.» به دنبال اعلام اين هشدار، آژير وضعيت قرمز به صدا درآمد و ‏كشور در بهت و نگراني فرو رفت.‏

رئيس جمهور: باربي را از صحنه گيتي محو مي كنيم
به گفته خبرنگاران حوزه رياست جمهوري، در پي دريافت نامه دادستان كل كشور در مورد ‏باربي، رئيس جمهور، سفرش به چين را به تاخير انداخت و هيات ويژه اي شامل سخنگوي ‏دولت، رئيس شورايعالي دفاع، فرمانده سپاه پاسداران، فرمانده نيروي زميني، وزير اطلاعات، ‏وزير امورخارجه، فرماندهي بسيج و وزير كشور را به عنوان « كميته واكنش سريع در مورد ‏باربي» تشكيل داد. رئيس جمهور در اولين گام، طي نامه اي وزير اطلاعات را مامور كرد تا ‏با استفاده از سربازان گمنام امام زمان به هجمه بي وقفه باربي به كشور بپردازند. ‏

نامه رئيس جمهور به وزير اطلاعات
جناب آقاي محسني اژه اي ‏
وزير محترم اطلاعات
به پيوست نامه دادستان محترم كل كشور ارسال گرديده توجه شما را به مفاد آن جلب مي نمايم. ‏اميدوارم ماموران تحت امر آن وزارت محترم بسرعت اقدامات زير را انجام داده و نتيجه آن ‏را بسرعت به اينجانب منعكس فرمائيد:‏
اول: با عنايت به اينكه دولت هاي گذشته بي توجهي هاي فراواني در امور فرهنگي داشته اند، ‏بررسي نمائيد كه نقش دولت اصلاح طلبان در وارد شدن عناصر مرموز و خانمان براندازي ‏چون باربي چيست؟ و با توجه به حضور برخي انواع باربي زن دوچرخه سوار، رابطه آن با ‏برخي خانواده هاي وابسته به مفسدين اقتصادي كه مبلغ دوچرخه سواري براي خواهران بودند ‏و سالها بر قله هاي رفاه تكيه زده اند، چه بوده است؟
دوم: بررسي شود كه آيا باربي پس از كودتاي 28 مرداد وارد شده است، يا قبل از آن و اصولا ‏آمريكائيان از وارد كردن آن چه قصدي در مقابله با دولت ملي مرحوم كاشاني و فاطمي ‏داشتند؟
سوم: با توجه به هجمه گسترده « باربي گري» در برخي عوامل سست عنصر غرب زده، ‏نقش بابي گري در ترويج اين مفاسد بررسي و شنود شده و نوارها را پياده نشده براي اينجانب ‏بفرستيد.‏
چهارم: با توجه به اينكه انتقال نقدينگي از بخش كشاورزي و زمين به بخش « باربي» مي ‏تواند در افزايش قيمت مسكن كه هنوز علت آن بر اين دولت معلوم نشده است، تاثير گذاشته ‏باشد، در اين مورد اقدام فرموده و ببينيد نقش افرادي كه در هيات مذاكرات سابق بوده يا ‏تجارت نفت و پسته را در دست داشتند، در تجارت باربي براي افزايش تورم و جايگزيني ‏باربي به جاي بدحجابان چه نقشي داشته اند؟
پنجم: پشت صحنه واردات باربي، سوپرمن، بت من و اسپايدر من بشدت بررسي شود و ببينيد ‏كه آيا جريانهاي منحرف فرهنگي و روزنامه نگاران قلم بمزد در ترويج اين هجمه نقشي ‏داشتند يا نه، خواهشمند است فعلا به عروسك زورو كه خودي محسوب مي شود كاري نداشته ‏باشند، ضمنا با عنايت به اينكه ما در حال مذاكره با انگليس هستيم از برخورد تند با هري پاتر ‏تا اطلاع ثانوي خودداري شود.‏
موارد را پس از بررسي به اينجانب اطلاع دهيد.‏
محمود احمدي نژاد، رئيس جمهور اسلامي ايران

نامه وزير اطلاعات به اداره سوم بررسي ‏

برادر سعيد ‏
ضمن ارسال تصوير نامه رياست محترم جمهوري، لطفا هر گونه سابقه اي در مورد باربي، ‏هري پاتر، بت من، سوپرمن، اسپايدرمن داريد براي اينجانب ارسال كنيد. ضمنا افراد فوق ‏الذكر را دستگير و جهت شناخت چگونگي نفوذ، كانال هاي ورود به كشور، ارتباط با ‏گروهك هاي سياسي، تحريك كنندگان آنان به هجمه به سوي ايران و ارتباط آنان با رژيم ‏صهيونيستي را با دقت بررسي و سريعا گزارش كنيد. ‏
وزير اطلاعات

گزارش اداره سوم بررسي وزارت اطلاعات
محرمانه
موضوع: نتيجه پرونده اشخاص موسوم به باربي، هري پاتر، بت من و اسپايدرمن
گيرنده: مقام وزارت

به دنبال دستور مقام وزارت، اين اداره بلافاصله با هماهنگي با نيروهاي سربازان گمنام آقا ‏امام زمان، مستقر در اداره سوم، اقدام به دستگيري بيش از صد هزار نفر اشخاص موسوم به ‏‏” باربي” نموده و اين اشخاص با هماهنگي ناحيه قضائي به آموزشگاه اوين دلالت شدند. ضمنا ‏با توجه به وضع بسيار اسفبار حجاب خواهران موسوم به باربي براي هدايت آنان به زندان، از ‏واحد خواهران بسيج استفاده گرديد. در مرحله اول، گروه بازجويي متوجه شدند كه اظهارات ‏متهمين شباهت زيادي با هم داشته و به همين دليل براي عملياتي كردن و تسريع در بازجويي ‏چند نمونه از فاسد ترين اين متهمان مورد بازجويي قرار گرفته و موارد زير كه خلاصه ‏چندين هزار نفر- ساعت بازجويي مي باشد، ارسال مي گردد. اصل پرونده با طبقه بندي بكلي ‏سري در آرشيو اداره نگهداري مي شود. ‏
اول: متهمين گروهك باربي همگي اعتراف نمودند كه ماهيت آمريكايي داشته و با هماهنگي ‏هاي افراد سودجو و بعضا مغرض و نفوذ در ارگان ها و نهادها و وزارتخانه هاي ذيربط و ‏گاهي توسط اشخاص مسافر بصورت قاچاق وارد مرزهاي نظام مقدس جمهوري اسلامي شده ‏و توسط طبقات و گروههاي مرفه بي درد و بعضا اقشار نزديك به اصلاح طلبان مورد ‏استفاده و استقبال قرار گرفته اند. ‏
دوم: يكي از سركردگان باربي ها اعتراف نمود كه شخص موسوم به « روت هندلر» كه ‏احتمالا از عوامل پنتاگون مي باشد، مدت كوتاهي پس از كودتاي ننگين آمريكايي در سال ‏‏1966 اولين بار در آلمان با همدستي يك آلماني- موسوم به بيلد ليل- احتمالا اسم مستعار بوده ‏و وي با ناتوي فرهنگي ارتباط داشته است، باربي را كشف و پس از سه سال كار روي اين ‏موجود مرموز، وي را براي هجمه به فرهنگ شرقيان، از سال 1959 توليد انبوه نموده و ‏دقيقا سه سال قبل از جنبش مبارك اسلامي حضرت امام خميني در خرداد 42 اين موجود ‏منحوس وارد صحنه مبارزه عليه اسلام ناب محمدي شده است.‏
سوم: براساس بازجويي از قاچاقچيان، شنود گفته هاي آنان، اظهارات چندين باربي كه اقدام به ‏همكاري با ماموران ما نموده و ابراز ندامت كردند، هجمه باربي ها پس از گسترش نهضت ‏اسلامي آغاز، و سفارت آمريكا در زمان رژيم ستمشاهي نقش بسياري در حمايت از آنان ‏داشته است. تا آنجا كه پس از تسخير لانه جاسوسي و قطع رابطه ايران و آمريكا، اين اشخاص ‏نه تنها با جسارت در ايران اسلامي باقي ماندند، بلكه به گوشه خانه ها و درون كمدها خزيده و ‏تلاش كردند تا انديشه و افكار آمريكائيان را در اذهان معصوم( و معصومه) كودكان بي گناه ‏ترويج دهند. يكي از آنان اعتراف كرد كه حتي چند تن از همكارانش در خانه فرزندان شهدا ‏اقدام به نفوذ كرده و تاثيرات مخربي بر آنان گذاشتند. ‏
چهارم: پس از اصلاحات باصطلاح دوم خردادي، « باربي گري» نيز مانند « بابي گري» و ‏‏« بهايي گري» و فرقه « وهابيت» نفوذ بيشتري يافته و بسياري از آنان در منازل روزنامه ‏نگاران قلم به مزد نيز مشغول فعاليت بودند كه نمونه هاي آن هنگام دستگيري اين عناصر قلم ‏به دزد در خانه هاي آنان مشاهده شد گرچه در بازرسي از انبارهاي مجمتع قضائي كاركنان ‏دولت آثاري از آنان ديده نشد و آشكار نيست به چه وسيله توانسته اند از اين انبارها خارج شده ‏و به فعاليت هاي مخرب خود ادامه دهند.‏
اگرچه هنوز رابطه مستقيمي ميان جبهه مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي با ‏‏«باربي گري» پيدا نشده، اما بنا به نظريه برادر حسن و برادر حسين اين ارتباط قطعي است و ‏در صورت وارد آمدن فشارهاي مقتضي آشكار خواهد شد. نظريه برادر حسين چنين است ‏‏”در صورتي كه برادران بازجو دم نرم و نازك را رها كنند و سم سخت را وارد آوردند و از ‏طعنه اعدا باكي به خود راه ندهند اين راز نيز چندان مخفي نخواهد ماند و بزودي آشكار ‏خواهد شد”. ‏
پنجم: پس از اينكه گروه بازجويان متوجه شدند كه متهمان اقدام به برخورد تشكيلاتي و عناد ‏نكرده و در بازجويي كمال همكاري را مي نمايند، رافت اسلامي در مورد آنان اجرا شده و ‏بسياري از آنان اقدام به توبه نموده و حتي چند تن از آنان كه با الگوهاي اسلامي و ايراني ‏هماهنگ نبوده، چاق شدند و به همكاري با دارا و سارا، از عناصر خودي پرداختند. لذا متن ‏ويدئوي اعتراف يكي از آنان جهت بازديد ارسال مي گردد.‏
ششم: گروه بازجويي همچنين در مورد شخص موسوم به « بت من» موفق به دستگيري تعداد ‏زيادي از اين گروهك تبهكار شده و ضمن بازجويي از آنان متوجه شدند كه شخص فوق ‏الذكر از « اراذل و اوباش» بوده و ماهيت آمريكايي داشته و احتمالا با اتحاديه جمهوريخواهان ‏و خانواده جرج بوش نيز رابطه دارد. شخص موسوم به بت من در جنايات مختلف دست داشته ‏و به دليل اينكه ارتباط وي با گروهك هاي سياسي براي اين اداره محرز نشد، اعضاي اين ‏گروهك به همراه پرونده جهات نيروي انتظامي، طرح مبارزه با اراذل و اوباش ارسال ‏گرديد.‏
هفتم: در مورد شخص موسوم به ” سوپرمن” عليرغم اينكه در بازجويي اوليه معلوم شد كه نه ‏سابقه همكاري با گروههاي سياسي را داشته و نه اصولا با جناح هاي قدرت در آمريكاي ‏جنايتكار رابطه دارد، اما به دليل ماهيت امپرياليستي از همكاري با بازجويان خودداري كرد. ‏به نظر مي رسد كه شخص فوق الذكر، شخصا فرد خيرخواهي است كه گاهي بصورت ‏غيرقانوني در كار ماموران دخالت كرده و اقدام به اغتشاش مي نمايد. بازجويي در مورد ‏سوپرمن متاسفانه به نتيجه نرسيد و وي با كندن لباس اش از زندان اوين فرار كرد. ‏
هشتم: در مورد شخص موسوم به « اسپايدرمن» يا مرد عنكبوتي، اعضاي اين گروهك به ‏تعداد زياد دستگير شده و همگي اعتراف كردند كه با شبكه عنكبوت و رسانه هاي اينترنتي ‏ايراني خارج از كشور و ناتوي فرهنگي ارتباط دارند. لذا، براي بازجويي اين شبكه از ‏برادران روزنامه كيهان استفاده شد و قرار شد اعضاي شبكه پس از هدايت به سوي حقيقت، ‏اگر عمرشان مقدر بود، به همكاري با روزنامه مذكور بپردازند. ‏
نهم: در مورد اعضاي گروهك « هري پاتر» نيز تعدادي از اعضاي مركزيت گروه از جمله ‏اشخاص موسوم به هري پاتر، رونالد ويزلي، آلبوس دامبلدور، هرميون، دادلي دورسلي، ‏پرفسور اسنيپ، اخوان ويزلي( دو قلو و كاملا به هم شبيه مي باشند)، جيني ويزلي و برخي ‏ديگر دستگير و به كليه جرائم خويش اعتراف نمودند. در جريان بازجويي دادلي دورسلي ‏بيشترين همكاري را با ماموران وزارت نموده و درخواست ملاقات با رياست جمهور را نيز ‏نمود. وي از عضويت در اين گروهك اعلام برائت نموده و ضمن اجراي شهادتين مراسم ‏ختنه وي نيز در زندان اجرا شده و مسلمان شده و آزاد شد. همچنين پس از بازجويي هاي دقيق ‏هري پاتر نيز اعترافاتي نمود كه نوار ويدئويي آن به پيوست است.‏

نظريه: با عنايت به ضرورت رافت اسلامي در مورد نادمان و توابين، جز در مورد گروهك ‏‏« بت من» كه جزو اراذل و اوباش بوده و احتمالا در انفجارات ابتداي انقلاب و انفجار حسينيه ‏شيراز نيز دخالت داشته و به همين دليل براي آنان درخواست اشد مجازات مي گردد، در مورد ‏سايرين به نظر مي رسد، اگر قول همكاري بدهند، حضور آنان در كشور به سود نظام مي ‏باشد. در مورد خواهران باربي پيشنهاد مي شود براي مدتي آنان زير نظر خواهر فاطمه الهام ‏آموزش ديده تا از الگوهاي مصرفي غربي دست برداشته و به عمق اعتقادات زن مسلمان پي ‏ببرند. ‏
نظريه يك شنبه: هري پاتر قابل اعتماد نيست، دادلي حتي پس از آزادي هم بايد مواظبش باشد. ‏
نظريه دوشنبه: ظاهرا سردار زارعي درخواست كرده است تا باربي را براي آموزش نماز ‏جماعت به نيروي تحت امر ايشان دلالت كنيم.‏
نظريه سه شنبه: با توجه به همزماني تشكيل گروهك باربي و انقلاب كوبا، پيشنهاد مي شود ‏قبل از آزادي اين خواهران فريب خورده از طريق وزارت محترم امورخارجه با سفارت كوبا ‏در تهران هماهنگي شود. ‏
نظريه چهارشنبه: اسپايدرمن با شبكه گويا احتمالا ارتباط دارد، برادر فضلي نژاد احتمالا از ‏وي خبرهاي دقيقي بايد داشته باشد.‏
نظريه پنج شنبه: با ارسال خواهران باربي نزد سردار زارعي مخالفت مي شود، قبلا بايد ‏موارد شرعي رعايت شود.‏
اداره سوم بررسي
سعيد حسيني

متن اعترافات رباب( باربي سابق)‏

بسم الله الرحمن الرحيم. يا ايها الناس اتقوا ربكم الذي خلقكم من نفس واحده و خلق منها زوجها ‏و بث منهما رجالا كثيرا و نساء و اتقواالله الذي تساء لون به و الارحام ان الله كان عليكم رقيبا. ‏من رباب هستم، باربي سابق، و در اينجا با اختيار و رضايت خودم حاضر شده ام تا به خيانت ‏ها و مفاسد خودم و اربابانم اعتراف كنم.‏

من اعتراف مي كنم كه من و همكارانم را كه مثل عروسكي آلت دست آمريكاي جنايتكار ‏بوديم، به كشورهاي اسلامي فرستادند تا ما در خانه هاي ملت نفوذ نموده و فرزندان عزيز و ‏جگرگوشگان نازنين شما را به قعر فساد بفرستيم. ما ماموران چنين ديوسيرتاني بوديم كه حتي ‏به روح پاك كودكان هم رحم نمي كردند.‏

خانومم! ما به خانه شما آمديم، آمديم با آن دوپيس ها و دامن هاي تنگ و يقه هاي واز و موهاي ‏بور مش كرده و آرايش اروپايي كه بچه هاي شما را فاسد كنيم. در تمام دوره رژيم گذشته ما با ‏سفارت آمريكا ارتباط داشتيم. حتي ما در جريان قضيه اميرانتظام هم كه برادر بازجوي عزيز ‏تذكر فرمودند بوديم. ما با دوچرخه و قابلمه و يخچال آمريكايي و بدن هاي مانكني خودمان ‏آمديم تا فرزندان شما را فاسد كنيم و به سوي الگوهاي غربي ببريم.‏

خانومم! من با مادراني حرف مي زنم كه آرزو مي كنم دست گل شان درد نكند، ما وارد خانه ‏آنها شديم بصورت مجردي، تا الگوي زن مصرفي غربي را منتشر كنيم و به بچه ها راه خانه ‏هاي فساد را ياد بدهيم. اما وقتي دارا و سارا را ديديم كه دست در دست هم براي ميهن ‏عزيزشان زحمت مي كشند و بازي مي شوند و بازي مي كنند، فهميديم آخر و عاقبتي هم در ‏كار است. خانومم! من از شما عذر مي خواهم. من از همسر شما كه مثل برادر من است عذر ‏مي خواهم.‏

من و باربي هاي سابق در بازجويي ها حقيقت را فهميديم. فهميديم كه آلت دست و فقط ‏عروسك هاي آمريكاي خيانتكار بوديم. ما به خاورميانه آمديم تا نگذاريم اقتدار آمريكا در اين ‏منطقه استراتژيك از بين برود. ما خيانت كرديم. من به سهم خودم عذر مي خواهم. اميدوارم ‏خداوند هم توبه مرا بپذيرد و خانواده شهدا و مسوولان مملكت اسلامي مان ما را به كنيزي ‏خودشان قبول كنند.‏

من زماني باربي بودم، اما ديگر باربي نيستم، من رباب هستم. من نامم را تغيير دادم تا همه ‏شما خانوم هاي عزيز و زحمتكش بدانيد كه « باربي گري» هم مثل « بابي گري» يك توطئه ‏استكباري است. اميدوارم ملت بزرگ و بچه هاي كوچك ايراني و دارا و سارا مرا ببخشند.‏

والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته

متن اعترافات ويدئويي هدي فاطر( هري پاتر سابق)‏

عسي ان تكره شيئا و هو خير لكم و عسي ان تحبوا شيئا و هو شر لكم. چه بسيارند آنان كه ‏كراهت داريد ولي خير شما در آن است و چه بسا آنان كه دوست مي داريد و شر شما در آن ‏است.‏

من هدي فاطر، هري پاتر سابق هستم. كسي كه سالها با حمايت انگليس و ناتوي فرهنگي و با ‏پشتيباني پنتاگون و برادران وارنر به فريب شما پرداختم و امروز هم مثل عروسكي دست ‏نشانده استكبار به خيانت خود ادامه مي دهم. اما نه، من ديگر هري نيستم، من هدي هستم، ‏هدايت شده، هدي فاطر، كسي كه به فطرتش هدايت شده است. خداي را سپاس كه چشم مرا نه ‏در زندان آزكابان، بلكه در اوين به روي حقيقت باز كرد.‏

من اعتراف مي كنم كه در تمام مدتي كه در خانه دادلي و عمو ورنون و خاله ام بودم، از پاكي ‏و شرافت آنان سوء استفاده كردم و جاسوسي آنان را براي اينتليجنت سرويس مي كردم.‏
من اعتراف مي كنم كه جادوگري كه در اسلام حرام است، فقط وسيله اي براي فريب شما بچه ‏ها بود و راهي بود تا استعمار پير از آن طريق بتواند سلطه فرهنگي خود را هم بر آمريكاي ‏جنايتكار و هم بر خاورميانه حفظ كند.‏
من اعتراف مي كنم كه با دامبلدور كه به عنوان پيرمردي ريش سفيد معروف است براي نفوذ ‏در دل شرقيان تلاش مي كرديم، ما هم از راه سينما و هم از طريق كتاب چه توطئه ها كه ‏نكرديم و چه شبيخون فرهنگي كه نزديم.‏
من اعتراف مي كنم كه در تمام مدتي كه در هاگوارتز بودم و عليه وزارت سحر و جادو اقدام ‏به براندازي كردم، با گروهك هاي مشكوك و معلوم الحال و اراذل و اوباشي مانند هاگريد ‏ارتباط داشتم.‏
من به كشور شما نفوذ كردم تا فرزندان شما را فريب دهم و از ياد خدا غافل كنم. و در اين كار ‏كثيف چه خيانت ها كه نكردم.‏

من از اقدامات خود ابراز ندامت مي كنم و اميدوارم ملت بزرگ ايران و خانواده شهدا و رئيس ‏جمهور محترم كه قدرت جادويي اش از همه هاگوارتز بيشتر است، مرا ببخشد.‏

و من الله التوفيق و عليه التكلان
هدي فاطر( هري پاتر سابق) ‏

بدون تفسیر »

عكسهاي مشكلات دامن كوتاه زنان(دوربين مخفي)

نظرات (2) »

بابا آب داد

بابا آب داد

بابا آب داد

چه چیز را خدا میداند

شاید دسته گل باشد

شاید زن دوم دارد

بابا وا داد

بس که وام داد

بابا نان داد

بابا نان شناور داد

بابا نان سنگک هزار پانصد تومانی داد

بابا وا داد

بسکه شهریه دانشگاه آزاد داد

بابا داد

بابا به روزگار داد

بابا تهش باد داد بسکه کرایه خانه داد .

بدون تفسیر »

مقایسه دختران و پسران دهه 60 و 70 و 80

دختر دهه 60 :دختر بدون بکارت باید بره بمیره
دختر دهه 70:اشتباه بزرگی کردم خاک تو سرم
دختر دهه 80 : دختر باکره یعنی امل و بی فرهنگ. باید بره بمیره.

پسر دهه 60 :شریعتی می خواند
پسر دهه 70 :شاملو می خواند
پسر دهه 80 :هری پاتر می خواند.

دختر دهه 60 :به خاطر حفظ آبرو همه کار می کنم
دختر دهه 70 :به خاطر دوست پسرم همه کار می کنم
دختر دهه 80 : به خاطر پول همه کار می کنم.

پسر دهه 60 :خانواده و پدر مادرم عزیزترین چیز است
پسر دهه 70 :دوست دخترم عزیز ترین چیزاست
پسر دهه 80 :مواد محرک و توهم زا و ماشینم عزیز ترین چیزند.

دختر دهه 60 :شوهر منجی نیست شوهر کردن سنت خدا و رسم زندگی ست.
دختر دهه 70 :شوهر شوهره شوهر… بالشت سره شوهر…
دختر دهه 80 :من یک افسرده ی روانی پر از غصه ام و شوهر منجی من است و دیگر هیچ راه نجاتی نیست.

پسر دهه 60 :در هر صورت باید زن بگیرم
پسر دهه 70 :باید پولداربشم و زن بگیرم
پسر دهه 80 :باید قاطی کنم و زن بگیرم.

دختر دهه 60 : زن روز و اعتمادی می خواند
دختر دهه 70 :فهیمه رحیمی و مهدی سهیلی می خواند
دختر دهه 80:بیشتر در اینترنت دنبال فیلتر شکن جدید و پروکسی است.

پسر دهه 60 :مرگ بر اثر جنگ با عراق
پسر دهه 70 :مرگ بر اثر تصادف با موتور و ماشین
پسر دهه 80 :مرگ بر اثر اور دز و سنکوپ بر اثر استعمال هرویین و ایدز و سوانح رانندگی

دختر دهه 60:سیگار کشیدن دختر یک کابوس است دختری که سیگار می کشد خراب است.
دختر دهه 70 :گهگاهی کنار پنجره یا واسه افه تو پارتی یا کافی شاپ یه دو نخ می کشم.
دختر دهه 80 :پیش به سوی آسم، سرطان حنجره ،ریه،نای و خون قبل از یائستگی.

جوان دهه 60 :جنگ زده بود
جوان دهه 70 :غرب زده بود
جوان دهه 80 :پوچ است.

دختر دهه 60 :از خدا می ترسم
دختر دهه 70 : از بی عشقی می ترسم
دختر دهه 80 :از بی پولی می ترسم.

جوان دهه 60 :خواب صلح و آرامش می دید
جوان دهه 70 :خواب بد بد می دید
جوان دهه 80 :فقط کابوس می بیند.

پدر برای پسر دهه 60 :در حکم یک پدر مقدس بود حرمتش کاملا حفظ می شد
پدر برای پسر دهه 70: در حکم یکی از اعضای خانواده بود باید به او حال داد.
پدر برای پسر دهه 80 :سر خره عوضی اسکل بی پدر مادر.

دختر دهه 60 : اول نجابت خود را به رخ می کشید
دختر دهه 70 : اول مدرک تحصیلی خود را به رخ می کشید
دختر دهه 80 : اول مارک و مدل اتومبیل و ریخت و قیافه خود را به رخ می کشد.

داماد دهه 60 :فقط پدر مادرم ،زن و بچه ،و کارم
داماد دهه 70 :فقط زن و بچه و عشق و حالم و کارم
داماد دهه 80 :فقط عشق و حالم و کارم.

عروس دهه 60 :بایدمثل مادرم سوخت و ساخت این ذات زندگی ست بدبختی و خوشبختی با هم.طلاق پاک کردن صورت مسئله ست و مسئله میزان بردباری صبر و توان مدیریت منه.باید سعی کنم مثل دو رود در کنار هم باشیم. باید مدیریت کنم این هنر زندگیه.
عروس دهه 70 :نباید سوخت وساخت اما باید زندگی کرد و همینطور در وقت لزوم مقابله به مثل.طلاق پایان تلخیه اما خب مجبورم بهم سخت بگذره ول می کنم میرم. این هنر زندگیه.
عروس دهه 80 :مثل دو کوه برابر هم.عوضی بره مهرمو می زارم اجرا یه راست می رم با یکی دیگه.خوش بگذرون و سختی نکش.این هنر زندگیه.

مرد دهه 60:خدا خانواده ثروت
مرد دهه 70 :خانواده ثروت خیانت به همسر
مرد دهه 80:ثروت، خیانت به همسر ،مصرف پروزاک و انواع دیگر قرص اعصاب .

عروس دهه 60:تقسیم وظایف رمز موفقیت و آسایشه. من طی یک سند قانونی همسر این مرد هستم نه دوست او .وظیفه من خانه داریه وظیفه مرد کار و تامین زندگی هر کس غیر از این به گوشم بخونه شیطانه.

عروس دهه 70 :تقسیم وظایف چیزیه که باید دوباره معنی و تعریف بشه.دلیل نداره من همیشه غذا درست کنم من کلاس گیتار دارم کلاس آواز دارم . فقط سه یا چهار روز در هفته ممکنه از خونم بوی غذا بیاد.اما خب می دونم که غذا پختن کار منه نه مرد.

عروس دهه 80 :تقسیم وظایف یه حرف احمقانه و سنتیه هر کس به فراخور حالش هر کار که از دستش بر اومد انجام میده هر کاری که می کنم از لطف منه نه وظیفه من پس من هر کاری تو خونه می کنم لطف می کنم. تعهد و وظیفه اعصابمو بهم می ریزه.

پسر دهه 60:خدایا جنگو تموم کن
پسر دهه 70 :خدایا یه خونه خالی برسون
پسر دهه 80 :خدایا برسون یه دومثقال شیره و یه دو سورت شیشه

دختر دهه 60 :طلاق بعد از 10 سال آنهم یک در 1000
دختر دهه 70 :طلاق بعد از 5 سال آنهم یک در 100
دختر دهه 80 :طلاق بعد از 6 ماه الی یک سال آنهم یک در5

پسر دهه 60 :پیکان 54 و مسافر کشی
پسر دهه 70 :پراید و دختر بازی
پسر دهه 80 :پژو و تصادف منجر به فوت

دختر دهه 60:امامزاده معصوم ودیگر امامزاده ها را شفیع می کرد دعا و نذر می کرد وبالاخره حاجت دل خود را می گرفت
دختر دهه 70 :پیش رمال و دعا نویس می رفت و حاجت خود را طلب می کرد.
دختر دهه 80 :در شرکت های خصوصی به هر نحو که شده رفع حاجت می کند.

جوان دهه 60 :خدایا آبروی مرا حفظ کن
جوان دهه 70 :خدایا پول منو زیاد کن
جوان دهه 80 :کارت سوخت داری داداش

بدون تفسیر »

من اشتباهی بودم!

اون نماینده به اون یکی نماینده: چی شد این دور رأی نیاوری؟
- راستشو بخوای من اشتباهی بودم!

- لایحه رو بی خیال! بگو ببینم قسمت آخر مرد هزار چهره رو دیدی؟

اشتباه نکنید ، مجلس ختم نیست ؛ اولین جلسه مجمع تشخیص است در سال جدید.

- این گوجه ها رو کنار گذاشتم برای میوه فروشی محله آقای رئیس جمهور

سعید لو به احمدی نژاد: چشمم روشن! آقای دکتر بیا ببین به سرش چی زده ؟!

مشایی: مردم ایران خیلی فهیم هستند که بنزین نوروزی خود را مصرف کردند.

- پس یعنی اینا که بنزین مصرف نمی کنن…؟!

- بابام جان ! کل تورم همین حدودا بود، بیخود شلوغش نکنین.

درحاشیه ماجرای استعفای وزیر دارایی

لاریجانی به دانش جعفری: درکت می کنم…!

- مامور پلیس : حالا چرا منو قلقلک می دین؟

دبیرکل اپک در تهران: شنیدم که اینجا سه سوته نفت رو میارن سر سفره ها…

بدون شرح!


بدون تفسیر »